p11

ویو ساعت 10 شب:
لینو:بیا واست خوراکی خریدیم
ا.ت:*سکوت
لینو:خب اینجوری که نمیشه میمیری ا.تتتت
ا.ت:*داد* پس فک کردی واسه چی دارم هیچی نمیخورم هاااا که حداقل اینجوری بمیرممممم
لینو:ا.ت هیچکس نمیخواد تو بمیری حتی اون دوتا
ا.ت:ولی من میخوام برم پیششون من میخواااااام بقیه مهم نیستنننن*داد
لینو:بس کن ا.ت واسه چی میخوای بمیری
ا.ت:فک نکنم سوال داشته باشه
لینو:خیلی خب تو نخور منو منم سوال نمیپرسم بیا غذاتو بخور
ا.ت:کری چیزی هستییییی؟ نمیخورمممم
لینو:پس منم از راهی که دکتر گف اینکارو انجام میدم
ا.ت:چی
لینو:چانگبیننننن چانننن میشه بیاین کمک؟؟
چانگبین و چان: اومدیممم *چانگبین دهنتو باز کرد و سرتو نگه داشت و چانم با اینکه دست و پاهات بسته بود گرفتت محکم و لینوعم غذارو گذاشت تو دهنت و چانگبین دهنتو بست و همین روالو انجام دادن*
ا.ت:نمیخورمممم اوممممممم اومممم
چانگبین:بخورش دیگههههه
ا.ت:اوممممم
چان:قورتش بدهههه*و به زور اون 3 تا بالاخره قورتش دادی*
ا.ت:اهههه بسه دیگه یه قاشق کافیم بود
لینو:*خنده* عمرا
(و آره همینجوری تا ته بهت دادن و از اونجایی که نمیخوابیدی به زور بهت قرص خواب آور دادن و خوابت برد و کل اعضا از خستگی کف اتاقت ولو شده بودن*
هان:*نفس نفس میزد* آخیششش میگم لینو این قرصه چن ساعت اثر میکنه
لینو:*چشاش بسته بود* 10... ساعت...*بیحال
هان:خوبه .... ینی باید 3 وعدرو هرروز بکنیم تو حلقش؟
چان:آرررره*بیحال
هان:وای الان میرم خودمو پرت میکنم پایین
همه:*از جاشون پریدن*
سونگمین:عه ینی چیییی
جونگین:نکنیااااا
چان:شوخیت گرفته هان؟
لینو:غلط میکنیییی
چانگبین:حواسم بهت هس
هان:خیلی خب بابا خیلی خبببب شوخی کردم
سونگمین:آخیششش میخواستم برم طناب بیارم ببندیمت به تخت *خنده
همه:*خنده
ادامه داره....
دیدگاه ها (۶)

دلم یهو شو*هر خواست😭😂

اینستا چانی

p10

واییییی

سناریو وقتی موهات فره میخوای ساف کنی

اولین ملاقات p9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط